معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
386
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
تحقيق آن خطرهء قلبيه و اين عزم از جمله مكتسبات است ، لا جرم بدان مأخوذ آمد . خواجه عبد اللّه مبارك مروزى مىگويد : كه از سفيان ثورى پرسيدم كه بنده به همّ يعنى قصدى كه در دل درآيد مأخوذ هست يا نه ؟ فرمود : اگر به آن عزم منضم شود بر تحقيق آن بدان مأخوذ گردد ، پس اين همّ از آن خطرها است كه بىكسب و بىاختيار در دل آدمى درآيد و وى را در آن ملامت نباشد همچون گرسنهء كه طعام بيند و در طبع وى آرزوى آن پديد آيد و اگر چه از آن متمنع باشد كه طبع بشرى مجبول بر آنست . و حسن بصرى فرموده است : امّا همّ يوسف « ممّا طبع عليه الرّجل من شهوة النّساء من غير عزم على الفاحشة » . و شيخ جنيد بغدادى گفت كه طبع بشريت يوسف تحرّك نمودم ، و ليكن طبع عادت وى را معاونت ننمود ، و بنده در تحريك آنچه در خلقت وى سرشته است مذموم نيست ، و در اختيار و كسب خويش در تقرّب به معصيت مذموم است ، و حق تعالى ذكر يوسف در آيهء بر طريق محمدت ايراد فرمود ، نه بطريق مذمت ، يعنى پسنديده و نيكوبندهء باشد كه طبع بشرى بىكسب وى به حركت درآيد و خطرت بشرى در باطن وى پديد آيد ، و آنگاه قصد و عزم كه كسب و اختيار وى است به آن نهپيوندد و امداد آن خطرت ننمايد . و قومى برآنند كه سخن آنجا تمام شد كه فرمود « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ » و بعد از آن ابتدا فرمود بهآنكه گفت : « وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » و در آيه تقديم و تأخير است . بحسب معنى يعنى تقدير چنين است كه « لو لا ان رأى برهان ربّه لهمّ بها و لكنّه رأى البرهان و لم يهمّه » « 1 » يعنى اگر برهان حجت پروردگار نمىديد قصد مىكرد ، و ليكن چون برهان ديد قصد نكرد . و نظير اين آنست كه در حق حضرت رسالت ( ص ) فرمود « لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ
--> ( 1 ) - الف : فلم بهم .